السيد محمد حسين الطهراني

55

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

ستمى كه به وى رسانيده است ، بازگو كند ؛ و براى ظالم آبروئى در ميان جامعه نگذارد . و اين حقّا بزرگترين مقامى است كه براى دفع ستم از ستمگر ، براى شخص ستم ديده ، قرآن مجيد مقرّر نموده است : [ تفسير آيهء : لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ ] لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ وَ كانَ اللَّهُ سَمِيعاً عَلِيماً إِنْ تُبْدُوا خَيْراً أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُوا عَنْ سُوءٍ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ عَفُوّاً قَدِيراً . « 1 » ( خداوند دوست ندارد كسى به سخنان زشت صداى خود را بلند كند ؛ مگر آن‌كس كه به او ستمى رسيده است . و خداوند پيوسته شنوا و داناست . اگر شما كار خيرى را كه مىكنيد ، ظاهر و آشكارا كنيد ؛ و يا آن را پنهان و مخفى بداريد ؛ و يا از كار زشت و گران درگذريد ؛ و إغماض نمائيد ؛ پس البتّه خداوند ، هميشه صفتش اينست كه از بديها و زشتيها درمىگذرد ؛ با آنكه هر گونه قدرت بر انتقام و پاداش دارد . ) حضرت علّامهء طباطبائى قدّس الله سرّه الشّريفة ، در تفسير اين آيهء مباركه فرموده‌اند : از جملهء بعد كه عفو از زشتى و سوء را ترغيب نموده است ، استفاده مىشود كه استثناء در جملهء إلّا من ظلم استثناء منقطع است . زيرا از جملهء مستثنى منه استفاده مىشود كه : خداوند دوست ندارد كه شخص مظلوم و غير مظلوم صداى خود را در بازگو نمودن معايب و زشتىهاى شخص ظالم و غير ظالم ، بلند كند . و بطور كلّى ، هيچ‌كس نبايد سخن خود را در برشمردن معايب ديگرى بلند كند . و از اين جمله استفادهء عدم محبوبيّت مىشود . و چنانچه استثنائى بر آن وارد شود ؛ اگر مفادش استثناى متّصل باشد ؛ استفاده محبوبيّت فرياد برآوردن مظلوم در عيب‌گوئى از ظالم مىشود . أمّا از آنجائى كه در آيهء بعدى عفو و إغماض از هر زشتى را نيكو و محبوب مىشمارد ؛ معلوم مىشود كه : استثناء منفصل است ؛ و مفادش جواز است و عدم

--> ( 1 ) آيهء 148 ، 149 ، از سورهء 4 : نساء .